سلام! باید بگم که من در حال حاضر یه آدم رنجیده خاطر دلشکسته ام. از دنیا و آدماش دلگیرم چون کسی منو ندید و همه پاشونو گذاشتن رو دلم و رد شدن. اینجام چون میخوام با کسایی حرف بزنم که منو نمیشناسن و فقط حرفامو میشنون. هیچکس قضاوت نمیکنه. الان ازتون میخوام فقط دعام کنین. خیلی به دعاهاتون نیاز دارم. به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:40 توسط parastou |